تبليغاتX
::: EBTEDA >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونيک

آرشيو وبلاگ

 



موضوعات

دنیای جدید
جامعه
دین و آئین
اقتصاد
درنگ
حکایت دل
برای عدالت





بخوانيد

جهان ما به فوتبال چه نيازي دارد؟
مدرنیته و اسلام: از نظریهٔ رشد تا توسعه
نامه فردید به هاشمی رفسنجانی
اصول‎گرایی و اقتصاد بازار آزاد
مزایای زرد نویسی حرفه ای
بر سر علم اقتصاد چه آمده است؟
اقتصاد مختلط
ضرورت مهار مصرف گرایی نوین
هژمونی اقتصادی
خاطرات حیدر رحیم پور ازغدی از علی شریعتی
آرشيو


همراهان

 

پیدا
هفته نامه آذرپیام
آرمان خواهی
عالمي ديگر
عدالتخانه
بارانانه
حلقه
زورنا
ايپك
چله
قافیه
بتکده
چیبین
ماغازا
واژگون
حاميان
آذر قلم
پلاک14
سولدوز
ایستگاه
عقل آباد
آقامهدی
پرسپکتیو
فصل هیوا
عصر ظهور
روز دلتنگي
کمی پنجره
رضا شيباني
خبرنگار میهن
محمود صارمی
تاکسی نوشت
تادور... تا قله نور
صدايي كه رساست
هذیان پاک
پروانگی
گفتمگفت
نسل آسمان
میم نوشت
چهل تیکه
روز وب
بوی کاغذ...طعم تایپ
دکتر حسین کچویان
کلاس آبی
دالان مسدس
رامین مرادی

.

.

.

 

 

 

 

 

چاپلوس باش تا کامروا باشی!

 «اين كار غلط است، اين تولد و امثال آن هيچ جشني ندارد، برگزاركنندگان، مسئول وقت و عمر و اموالي هستند كه در اين كار صرف و ضايع مي شود. من از كسي كه براي تولد من جشن مي گيرد به هيچ وجه متشكر نمي شوم و او را مسئول زيان هاي اين كار هم مي شناسم»...

خلاصه کلام این است که «تظاهر»، «ریا»، «تملق» و «چاپلوسی»، امان مان را بریده است. هیچ کس هیچ حد و مرزی برای «تملق» نمی شناسد. جامعه امروز ما، هیچ قباحتی برای این خصائص، متصور نیست. همه بی هیچ پروایی، اقدام و اذعان به «تملق» می کنند. اصلاً هم به روی خود نمی آورند که احیاناً امر ناپسندی را مرتکب می شوند. و ای کاش فقط اینگونه بود. یکرنگی و صداقت و صراحت هم به تبدیل به اخلاقی «نامتعارف» و البته «قبیح» شده اند. مرتکبین صداقت و صراحت، بیشترین فشارها و تضییقات را در تعاملات اجتماعی متحمل می شوند. به جای مجیزگویان، صادقین هستند که مورد مواخذه قرار می گیرند، تحت فشارند، محدودیت ها و محرومیت ها را به جان می خرند و...

آنچه در ابتدای متن خواندید، بخشی از واکنش رهبر انقلاب به خبر برگزاری جشن تولدشان بود. خاطرمان است که چند سال پیش، تبلیغات وسیعی از سوی برخی محافل مذهبی و انقلابی، به منظور برپایی جشن تولد رهبر انقلاب، به راه افتاد و حتی بعضی برنامه ها نیز در این جهت برگزار شدند. پس از آنکه این خبر به گوش رهبر انقلاب رسید با چنین ادبیاتی به استقبال برگزارکنندگان این جشن ها رفتند.

اینکه منشاء اینگونه جهت گیریهای سطحی کجاست، جای تامل دارد. ولی به هر روی، نمی توان از شیوع آفت چاپلوسی نسبت به صاحب منصبان در جامعه ایرانی، به راحتی عبور کرد. این عادات سخیف که امروزه در بدنه نظام اداری کشور حاکم شده، بدنه جامعه را نیز همپای خود به دامن «تملق» و «تظاهر» کشانده است. به شکلی که هیچ عرصه و ساحتی از گزند تظاهر و ریا، مصون نیست. حتی عبادات و اعمال مذهبی اشخاص نیز به نحوی متاثر از این عادات گردیده است.

و اینچنین می شود که کاستی ها و ضعف ها، در سایه همین آفت ویرانگر، نادیده گرفته شده و همه به تایید همدیگر مشغولند. «همه به تایید همدیگر مشغولند» یعنی اینکه همه می بینند که چه بر سر اقتصاد، فرهنگ و اخلاق این جامعه می آید ولی متظاهرانه، هیچ واکنش اعتراض آمیزی صورت نمی گیرد. نه تنها هیچ واکنشی صورت نمی گیرد، بلکه هیچ مطالبه ای برای واکنش نیز از جانب متولیان امور در کار نیست. یعنی برای ایشان نیز چنین وضعیتی مطلوب است.

به زعم ما، همه گیر شدن چاپلوسی و تملق و تظاهر، ساختار جامعه را به مرز بروز فاجعه نزدیک کرده است. چرا که در چنین شرایطی، بنیاد هیچ امری بر راستی و صداقت، نهاده نمی شود. از عمران گرفته تا آموزش و پرورش و هنر و فرهنگ و اقتصاد و... از همان روز نخست بر مبنای ناراستی پی ریزی می شوند و نتیجه چنین فعل و انفعالاتی همین می شود که می بینیم. 

هیچ کس تاب شنیدن کلامی، حتی «ممتنع» نسبت به عملکرد خود ندارد. تنها و تنها «تایید» و «تحسین» است که عطش جماعت را فرو می نشاند. کودکان ما چنین تربیت می شوند. بزرگان ما نیز چنین می پسندند.

اگر سرکی به ادارات و سازمانها بکشید، به وضوح رفتارهای تصنعی و متملقانه کارکنان را نسبت به روسای خود می بینید. و این رویه به قدری عادی و بدیهی است که کسی هم معترض و متعرض آن نمی شود. اساساً برای کارکنان یک مجموعه، راه دیگری غیر از تایید رئیس و مقام مافوق وجود ندارد. چرا که از یک سو، جناب رئیس ظرفیتی بیش از این ندارد و از سوی دیگر، واهمه از دست دادن موقعیت شغلی در میان است.

حقیقتاً توصیف چنین صحنه هایی رنج آور است. روزگاری بود که صریح اللهجه ها بیشترین ارج و قرب را در پیشگاه جامعه داشتند و امروز باید به خاطر صراحت،  مورد مواخذه واقع شوند.

مدیران و صاحب منصبان _البته با لحاظ برخی استثنائات _ به همان میزان که رفتاری چکشی و درگیرانه با منتقدین دارند، بسیار مهربانانه و سخاوتمندانه با مجیزگویان روبرو می شوند. و همین مشی و مرام، به گسترش روح تملق و ریا دامن می زند. همه مجبور می شوند، برای حفظ موقعیت اجتماعی خود، از بیان راست ها صرفنظر کرده و به تایید مطلق روی آورند.

تملق و تظاهر، با هر مرامی که سازگار باشد، با روح انقلابی گری اصلاً سازگار نیست. پس گرایش منتسبان انقلاب به چنین خصلتهایی، تیشه به ریشه این جریان متعالی خواهد زد. 

 


 روح الله رشيدي، یکشنبه 30 تیر1387 |     |....

 

 

 


 

درنگ

آسمانها گله دارند: ز ما سیر شدید

بس که بر خاک نشستید زمین گیر شدید

پی اکسیر بریدید زگهواره تان

وایتان باد، نجستید و چنین پیر شدید

سر آن «بار امانت» چه بلا آوردید

که به جرمش همه مستوجب زنجیر شدید؟

محمدعلی بهمنی


آذرپيام