«اي مردم، بزرگان، عبرت بگيريد از موعظهاي كه خداوند به اولياي خود در قرآن مي فرمايد. اگر شما خود را اولياي خدا ميدانيد و اگر دين داريد و مخاطب قرآن هستيد؛ پس بي تفاوت نمانيد و احساس تكليف كنيد. آيا نديدهايد كه خداوند در قرآن چندين بار به روحانيون مسيحي و يهودي به شدت، حمله فرموده و آنها را توبيخ كرده است؟! كه چرا مردان خدا در جامعه و در حكومت، بي عدالتي و فساد ديدند و سكوت كردند؟ چرا اعتراض و انتقاد نكردند و فرياد نكشيدند؟ ...
خداوند، علماي مسيحي، يهودي و روحانيون اديان قبل را چرا نكوهش كرد؟ ستمگراني جلوي چشم آنها فساد مي كردند و اينان ميديدند و سكوت ميكردند و دم برنميآوردند. بيطرف ميايستادند و نگاه مي كردند. خداوند چنين كساني را كافر خوانده و توبيخ كرده كه چرا در برابر بيعدالتي و تبعيض و فساد در حكومت و جامعه اسلامي ساكت هستيد و همه چيز را توجيه و ماستمالي ميكنيد و رد ميشويد؟ چرا سكوت كرده ايد؟ اما مي دانم كه چرا نهي از منكر نمي كنيد و سازش كردهايد. عدهاي از شما ميخواهيد سبيلتان را چرب كنند و عدهاي از شما هم ميترسيد كه سبيلتان را دود بدهند. عدهاي طمع داريد و سفره چرب مي خواهيد تا بخوريد و مي گوييد كه چرا خودمان را به زحمت بيندازيم و با نهي از منكر و انتقاد و اعتراض ريسك كنيم؟! فعلاً كه بساطمان رو به راه است و عدهاي از شما نيز مي ترسيد... شما از سر ترس يا طمع سكوت كردهايد و اعتراض نمي كنيد؛ اما مگر قرآن نمي خوانيد كه فرمود: «لا تخشو الناس و اخشون»؛ از مردم نترسيد. از حاكمان و صاحبان قدرت و ثروت نترسيد. از من بترسيد. آيا شما اين آيه را نديدهايد؟...
شما گروهي كه به آدم هاي خوب، مشهوريد و علماي دين، خوانده مي شويد، شما به خاطر خداست كه در نزد مردم، هيبت داريد و هم بزرگان و هم ضعفا از شما حساب مي برند و همه به نام دين به شما احترام مي گذارند و شما را بر خودشان ترجيح مي دهند، در حالي كه هيچ فضيلتي بر آنها نداريد و هيچ خدمتي به اين مردم نكرده ايد و مردم، مجاني براي شما احترام قائلند و شفاعت شما را مي پذيرند، شما به نام دين است كه اعتبار و نفوذ كلمه داريد، در خيابانها مثل شاهان راه مي رويد و با هيبت و كبكبه رفت و آمد مي كنيد. به راستي چگونه به اين اعتبار و احترام اجتماعي رسيده ايد؟ فقط بدين علت كه مردم از شما توقع دارند كه به حق خدا قيام كنيد؛ اما شما اغلب موارد از انجام وظيفه و احقاق حق الهي كوتاهي كرده ايد و حق رهبران الهي را كوچك شمرده ايد. شما حق مستضعفان و طبقات محروم جامعه را تضييع كرديد. شما نسبت به حق ضعفا و محرومين كوتاه آمديد. اين حقوق را نديده گرفتيد و سكوت كرديد. اما هر چيز كه فكر مي كرديد حق خودتان است، مطالبه كرديد. شما هر جا حق ضعفا و مستضعفين بود، كوتاه آمديد و گفتيد كه انشاء الله خدا در آخرت جبران مي كند؛ اما هر جا منافع خودتان بود آن را به شدت مطالبه كرديد و محكم ايستاديد؛ چرا؟ ... مي بينيد كه پيمان هاي خدا در اين جامعه نقض مي شود و فرياد نمي زنيد؛ اما همين كه به يكي از ميثاق هاي پدرانتان بي حرمتي مي شود، داد مي زنيد. ميثاق خدا و پيامبر(ص) زيرپا گذاشته شده و شما آراميد، سكوت و توجيه مي كنيد. ميثاق پيامبر در اين جامعه تحقير شده است. لال ها، زمين گيران، كورها و فقرا و بيچاره ها در سرزمين ها و شهرهاي اسلامي بر روي زمين رها شدهاند و بيپناهند. و كسي به اينها رحم نميكند. شما به اين وظيفه الهي و دينيتان عمل نمي كنيد و وقتي كسي مثل من هم ميخواهد، عمل كند، كمكش نميكنيد... »
اين فرياد حسين بن علي(ع) است كه از حلقوم تاريخ بلند ميشود و گويي همين امروز است كه نداي دردآور پسر علي در كنار كوه منا، بزرگان، مفسران قرآن، علماي دين، نخبگان، روشنفكران و اصحاب پيامبر را خطاب قرار ميدهد.
اين گفتار و گفتارهاي مشابه سيدالشهداء(ع) به روشني بيان ميدارد كه بردن نام حسين(ع) هزينهبُر است. نميتوان پشت نام حسين(ع) پنهان شد و لايهاي از عافيتطلبي را بر گِرد «محبت» او كشيد. به واقع، بردن نام حسين(ع) نه تنها«مصونيت»آور نيست كه مسئوليتآفرين نيز هست.
شهادت حسين(ع) كفاره گناهان ما نيست.
روح الله رشيدي، پنجشنبه 5 بهمن1385
|
|....