تبليغاتX
::: EBTEDA >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونيک

آرشيو وبلاگ

 



موضوعات

دنیای جدید
جامعه
دین و آئین
اقتصاد
درنگ
حکایت دل
برای عدالت





بخوانيد

جهان ما به فوتبال چه نيازي دارد؟
مدرنیته و اسلام: از نظریهٔ رشد تا توسعه
نامه فردید به هاشمی رفسنجانی
اصول‎گرایی و اقتصاد بازار آزاد
مزایای زرد نویسی حرفه ای
بر سر علم اقتصاد چه آمده است؟
اقتصاد مختلط
ضرورت مهار مصرف گرایی نوین
هژمونی اقتصادی
خاطرات حیدر رحیم پور ازغدی از علی شریعتی
آرشيو


همراهان

 

پیدا
هفته نامه آذرپیام
آرمان خواهی
عالمي ديگر
عدالتخانه
بارانانه
حلقه
زورنا
ايپك
چله
قافیه
بتکده
چیبین
ماغازا
واژگون
حاميان
آذر قلم
پلاک14
سولدوز
ایستگاه
عقل آباد
آقامهدی
پرسپکتیو
فصل هیوا
عصر ظهور
روز دلتنگي
کمی پنجره
رضا شيباني
خبرنگار میهن
محمود صارمی
تاکسی نوشت
تادور... تا قله نور
صدايي كه رساست
هذیان پاک
پروانگی
گفتمگفت
نسل آسمان
میم نوشت
چهل تیکه
روز وب
بوی کاغذ...طعم تایپ
دکتر حسین کچویان
کلاس آبی
دالان مسدس
رامین مرادی

.

.

.

 

 

 

 

 

حسین را به جنگ حسین(ع) آورده اند

 

می خواهند حسین(ع) را بر زمین بزنند. اما زورشان نمی رسد. پس دست به دامن دوستداران حسین می شوند. چنان هنرمندانه عمل می کنند که هیچ کس نمی تواند تردیدی در اصالتش کند. می تراشند و می سازند و به نام حسین به خورد جماعت می دهند. نشانی اشتباه به مردم می دهند تا هم حسین را تبلیغ کنند و هم آنها را به دور خودشان چرخانده و آخر سر هم سر از ناکجاباد درآورند. از همین روست که امروز شاهد دهها حسین هستیم. هر کس برای خود مجموعه ای از بافته های بی بنیان ترتیب داده و به جمع حسینیان پیوسته است. به تعداد هر عاشق، حسین داریم. و با حسرت بدنبال یافتن اویی هستیم که در سال 61 هجری جان بر کف به مصاف خط انحراف رفت و سخت بی آبرویشان ساخت.

 

 

تجسم و تصوير به جاي حقايق تاريخ ساز

ما را به ديار خيال و اوهام رهنمون ساخته اند و از وادي «حقيقت» دور. همچون کودکانِ نابالغ، ما را بازي مي دهند. راستش را بخواهيد ما را بت پرست ساخته اند! آري بت پرست. بي آنکه خود بدانيم، تمام حقايق معرفتي مان را «مجسمه» و «تصوير» کرده و پيش رويمان نهاده اند تا با آنها مشغول باشيم. مي گوييم علي بن ابيطالب، بلافاصله مردي قوي هيکل را با شمشيري وحشتناک بدست و لباسي از حرير و ابريشم بر تن نشانمان مي دهند و مي گويند همين است که مي  بينيد. از حسين بن علي مي پرسيم، بلادرنگ تصوير مردي را نشان مي دهند که حسابي به خودش رسيده و البته به خاطر کاري که کرده در حال گريستن است. نشاني هر که را مي پرسيم، فقط «تصوير»ش را مي يابيم و از «آنچه کرده» و «آنچه گفته» خبري نيست. دقيقاً همان کاري که با الهام از يونان باستان در ديار فرنگ کرده و براي هرکدام از صفات انساني مجسمه اي بنا کرده و او را مي پرستند. مجسمه ي آزادي، الهه ي زيبايي، الهه ي خير، الهه ي شر، الهه ي قدرت و ...

 


 روح الله رشيدي، شنبه 7 دی1387 |     |....

 

 

 


 

درنگ

آسمانها گله دارند: ز ما سیر شدید

بس که بر خاک نشستید زمین گیر شدید

پی اکسیر بریدید زگهواره تان

وایتان باد، نجستید و چنین پیر شدید

سر آن «بار امانت» چه بلا آوردید

که به جرمش همه مستوجب زنجیر شدید؟

محمدعلی بهمنی


آذرپيام